گروه فرهنگی تبلیغی نحل

»»» لطفا با *صلوات* وارد شوید ****** أللّهمّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم ******

گروه فرهنگی تبلیغی نحل

»»» لطفا با *صلوات* وارد شوید ****** أللّهمّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم ******

گروه فرهنگی تبلیغی نحل

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ممتحنة امتحنک الله...
------------------------------------
تلفن تماس
145 35 35 0919
سامانه پیام کوتاه
30007240000313

telegram.me/nahl_ir

گروه فرهنگی تبلیغی نحل
(گفتن)
------------------------------------
گروه نحل کاملاً مستقل و خودجوش بوده
و به هیـچ نهاد، حزب، اداره، دفتر، ارگان
و مرکـزی وابسـته نـمـی بـاشـد.
-------------------------------------
آدرس دفتر :
اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
میز ریاست سر زانوشون بود...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها

حقوق والدین 1

شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۲۳ ب.ظ

بسم الله...


حقوق والدین در صحیفه سجادیه (1)

سعدی و مادر پیر و سپاس شیخ انصاری (رحمه الله) از مادر

همچنان که نیکی و احسان به پدر و مادر موجب سعادت و رستگاری فرزندان می شود و آثار و برکات مادی و معنوی به همراه دارد، ناسپاسی و بدی در حق آنان نیز فرجام ناشایست و آثار ذلت باری را در پی خواهد داشت.

سعدی و مادر پیر

سعدی در «گلستان»  می نویسد:  وقتی به جهل  جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت:  مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟!

چه خوش گفت:  زالی به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن

گر از عهد خردیت یاد آمدی

که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی در این روز بر من جفا

که تو شیر مردی و من پیرزن

سپاس شیخ انصاری (رحمه الله) از مادر

شیخ مرتضی انصاری (رحمه الله) بزرگ پرچمدار فقه تشیع و ستارة درخشان فقها و مجتهدین امامیه است. او بعد از آنکه مدتی در کربلا نزد مرحوم شریف العلما و سایر اساتید حوزة علمیة نجف تحصیل کرد، به زادگاهش (شوشتر) مراجعت نمود. شیخ، مدتی تحصیلات خود را در همان جا ادامه داد، و مجدداً تصمیم گرفت برای تکمیل مراتب علمی به عتبات عالیات برگردد؛ امّا مادرش به رجوع دوبارة وی راضی نبود. اصرار شیخ و دیگر افراد برای جلب رضایت مادر بی نتیجه بود، تا اینکه شیخ به مادرش عرضه داشت: «آیا اجازه می دهی تا استخاره کنم و جواب هر چه بود، در مقابل آن هر دو تسلیم باشیم؟» مادرش پذیرفت. در جواب استخارة شیخ این آیه آمد: “وَ لا تَخافی  وَ لا تَحْزَنی  إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ”؛ «هرگز مترس، و محزون مباش که ما او را به تو باز می گردانیم و از رسالت مداران خود قرار می دهیم.» وقتی این آیه را به مادرش توضیح داد، او خیلی خوشحال شد و به شیخ مرتضی اجازة مسافرت داد.

شیخ انصاری در این مسافرت سرنوشت ساز خود، به برکت دعای مادر، توفیق الهی و تلاش و استقامت خویش به بالاترین درجة اجتهاد و مرجعیت نائل شد و پرچم اسلام را بر دوش گرفت و بزرگ ترین رهبر مذهبی و مرجع عصر خود گردید. هنگامی که به مادر شیخ گفته شد: آیا از این همه ترقی وعظمت فرزندت بر خود نمی بالی و افتخار نمی کنی؟! در جواب گفت: رسیدن فرزندم به این شکوه و عظمت، برای من شگفت انگیز نیست؛ بلکه اگر چنین نمی شد، متعجب می شدم؛ چرا که هر وقت به او می خواستم شیر بدهم، وضو می گرفتم و با طهارت و پاکیزگی، به او شیر می دادم.» بلی، شیر پاک، فکر پاک می آورد و شیر ناپاک، اندیشة ناپاک تولید می کند.

در حوزة علمیة نجف، رسم شیخ بر این بود که در بازگشت از مجلس تدریس، ابتدا نزد مادر می رفت و برای احسان و محبت به آن پیرزن، با وی به گفتگو می پرداخت و از اوضاع زندگی مردم پیشین می پرسید و گاه مزاح می کرد و سپس از او پوزش می طلبید و به اتاق مطالعه و عبادت می رفت.

زمانی که مادر شیخ انصاری از دنیا رفت،  او در فراق مادر به شدت می گریست. یکی از شاگران نزدیکش به او تسلیت گفت و به عنوان دلجویی اظهار داشت؛ جناب استاد! برای شما با این مقام علمی، شایسته نیست که برای درگذشت پیرزنی که عمرش سرآمده بود، این طور اشک بریزید و بی تابی کنید. آن بزرگ مرد تاریخ، سر برداشته، در پاسخ گفت: گویا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نیستید. تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر، مرا به این مقام رسانده و پرورش اولیة او زمینة ترقی و پیشرفت را در من ایجاد کرده است. در حقیقت این همه توفیقات من، مرهون زحمات و تلاشهای مشفقانه و مخلصانة این مادر است.»

شاعر خوش ذوقی، سپاسگزاری از مادر را در قطعه شعری این گونه به تصویر کشیده است:

مادرم روح مهت روح و روان است مرا

مهر تو قوت تن، قوّت جان است مرا

در دل اندیشه تو گنج نهان است مرا
یک نگاه تو به از هر دو جهان است مرا

فارغم با تو ز هر خوب و بد ای پاک سرشت

زیر پای تو نهاد است خدا باغ بهشت

همه آثار وجودم ز وجود تو بود

به خدا بود من از پرتو بود تو بود

8. «اللهُمَّوَ مَا مَسَّهُمَا مِنِّی مِنْ أَذًى، أَوْ خَلَصَ إِلَیْهِمَا عَنِّی مِنْ مَکْرُوهٍ، أَوْ ضَاعَ قِبَلِی لَهُمَا مِنْ حَقٍّ فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِمَا، وَ عُلُوّاً فِی دَرَجَاتِهِمَا، وَ زِیَادَةً فِی حَسَنَاتِهِمَا، یَا مُبَدِّلَ السَّیِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ؛خداوندا! اگر از جانب من آزاری به آنان رسیده، یا از من عمل ناخوشایندی دیده اند، یا حقی از آنان به وسیلة من از بین رفته است، همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان و مایة بلندی مقامشان و افزونی حسناتشان قرار ده! ای که بدی ها را با چندین برابر به خوبی تبدیل می کنی!»

آثار ناسپاسی به والدین

همچنان که نیکی و احسان به پدر و مادر موجب سعادت و رستگاری فرزندان می شود و آثار و برکات مادی و معنوی به همراه دارد، ناسپاسی و بدی در حق آنان نیز فرجام ناشایست و آثار ذلت باری را در پی خواهد داشت که در مقاله آینده به چند مورد اشاره می کنیم.

عبد الکریم پاک نیا تبریزی

  • گروه فرهنگی تبلیغی نحل

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">