گروه فرهنگی تبلیغی نحل

»»» لطفا با *صلوات* وارد شوید ****** أللّهمّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم ******

گروه فرهنگی تبلیغی نحل

»»» لطفا با *صلوات* وارد شوید ****** أللّهمّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم ******

گروه فرهنگی تبلیغی نحل

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ممتحنة امتحنک الله...
------------------------------------
تلفن تماس
145 35 35 0919
سامانه پیام کوتاه
30007240000313

telegram.me/nahl_ir

گروه فرهنگی تبلیغی نحل
(گفتن)
------------------------------------
گروه نحل کاملاً مستقل و خودجوش بوده
و به هیـچ نهاد، حزب، اداره، دفتر، ارگان
و مرکـزی وابسـته نـمـی بـاشـد.
-------------------------------------
آدرس دفتر :
اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
میز ریاست سر زانوشون بود...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها

15 فنّ بیان

جمعه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۱۲ ق.ظ

بسم الله...


15فن سخنوری از زبان امیر بیان


«عوّد لسانک حسن الکلام تأمن الملام» ؛ زبان خویش را به سخنان پسندیده عادت ده تا از سرزنش (دیگران) در امان باشی. 

1. چرا سخنان خود را دسته بندی نمی کنیم؟

«أحسن الکلام ما زانه حسن النّظام و فهمه الخاصّ و العامّ؛

زیباترین سخن آن است که با نظم و ترتیبی زیبا آراسته شده و برای خاص و عام قابل فهم باشد. » (مُعجَم الفاظ غُرَر الحِکَم و دُرَر الکَلِم،  ص 995)

بیارای! سخنگوی چابک سرای      بساط سخن را یکایک به جای

 

2. الفاظ پیچیده و نامأنوس به کار نبریم

«أحسن الکلام ما لاتمجّه الاذان و لایتعب فهمه الأفهام؛

زیباترین سخن آن است که برای گوش ها ناخوشایند و دریافت آن برای فهم (مردم) رنج آور نباشد. » (همان ص 995)

بشنو موعظه اهل عُقول    کَلِّمِ النّاس علی قدر عُقول

اصل، معنی است نه تزیین کلام      سخن آن است که فهمند عوام

 

رعایت شروط اصلی سخن

1. سخنِ خوب گفتن 2. خوب سخن گفتن 

 

3. راست ترین سخن چه سخنی است؟

«أصدق المقال ما نطق به لسان الحال؛

راست ترین سخن آن است که زبان حال نیز گویای آن باشد. » (همان ص 948)

بیان شوق چه حاجت، که سوز آتش دل      توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد

 

4. به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست

«أحسن المقال ما صدّقه حسن الفعال؛

نیکوترین سخن آن است که رفتار نیک (گوینده اش) بر آن گواهی دهد. » (همان ص 948)

بزرگی سراسر به گفتار نیست       دو صد گفته چون نیم کردار نیست

هر کس بتواند دامنه سخن را بگستراند و سپس آن را خوب جمع بندی کند، بی گمان به رسایی سخن دست یافته است

5. از سخنان یاوه و بیهوده بپرهیزیم

«أسوء القول الهذر؛ بدترین سخن گفتن، یاوه گویی است. » (همان ص 946)

 

6. چرا تناقض گویی؟

«شرّ القول ما نقض بعضه بعضا؛ زشت ترین سخن آن است که پاره ای از آن، پاره دیگرش را نقض کند. » (همان ص946)

 

7. نکند از کلمات زشت استفاده کنیم!

«إیاک و ما یستهجن من الکلام فإنّه یحبس علیک اللّئام و ینفّر عنک الکرام؛ از سخنان زشت پرهیز کن؛ زیرا فرومایگان را به گِردت نگه می دارد و گرانپایگان را از گِردت می راند. » (همان ص 1289)

سخن، خوب است ز اول، خاطر کَس را نرنجاند          که بعد از گفت و گو، سودی ندارد لب گَزیدن ها

 

8. مطالعه و سرمایه علمی مهمتر است

«ینبغی أن یکون علم الرّجل زائدا علی نطقه و عقله غالبا علی لسانه؛

سزاوار است که دانش آدمی از سخن گفتن او فزونتر و خِرَدورزی وی بر زبانش چیره تر باشد. » (همان ص 1397)

 

9. آنچه از دل بر آید...

«إذا طابق الکلام نیة المتکلّم قبله السّامع و إذا خالف نیته لم یحسن موقعه فی قلبه؛

هرگاه سخن گوینده با باور درونی اش یکسان باشد، شنونده آن را می پذیرد. و هر گاه با باور درونی اش یکسان نباشد، در جان شنونده از جایگاه خوبی برخوردار نمی شود. » (همان ص 1331)

 

10. دلمان به این خوش نباشد

«من أعجبه قوله فقد غرب عقله؛

سخن هر کس او را خوش کند، بی گمان از خِرَدورزی اش دور مانَد. » (همان ص 947)

مشو غرّه به حُسن گفتار خویش       به تحسین نادان و پندار خویش

راست ترین سخن آن است که زبان حال نیز گویای آن باشد

11. پژوهشگرانه سخن بگوییم

«من تفقّد مقاله قلّ غلطه؛

هر کس سخنش پژوهشگرانه باشد، اشتباهش نیز اندَکانه باشد. » (همان ص 948)

سخن باید به دانش دَرج کردن      چو زر سنجیدن آن گه خرج کردن

نخست اندیشه کن، آن گاه گفتار      که نامحکم بُوَد بی بیخ، دیوار

 

 

12. چرا مطالب را جمع بندی نمی کنیم؟

«من قام بفتق القول و رتقه فقد حاز البلاغة؛

هر کس بتواند دامنه سخن را بگستراند و سپس آن را خوب جمع بندی کند، بی گمان به رسایی سخن دست یافته است. » (همان ص 111)

 

13. هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

«لاتتکلّمنّ إذا لم تجد للکلام موقعا؛

هر گاه برای سخن گفتن جایگاهی (درخور) نیافتی، هرگز سخن نگو. » (همان ص 994)

مجال سخن تا نیابی، مگوی      چو میدان نبینی، نگه دار گوی

 

14. چرا هر چه را می دانی می گویی؟

«لاتتکلّم بکلّ ما تعلم فکفی بذلک جهلا؛

هر چه را می دانی نگو؛ زیرا برای نادانی (تو) همین بس است. » (همان ص 994)

 

15. وای از این سخنوری!

«لاتقل ما یکسبک وزرا أو ینفّر عنک حرّا؛

سخنی نگو که گناهی را برای تو به بار آورد و یا آزاده ای را از تو براند. » (همان ص 945)

بخش نهج البلاغه تبیان

  • گروه فرهنگی تبلیغی نحل

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">